وايو و تيشتر با نمود هاي طبيعت پيوند دارند و آناهيتا را با واژگاني مهرآميز ياد مي كنند.اما ورثرغنه Vererthraghna باشنده اي انتزاعي يا نجسمي از يك ايده و تعبيري از نيروي پيشتاز و مقاومت ناپذير پيروزي است.ورثرغن يا بهرام ده تجسم يا هيئت دارد و هر يك از اينها بازگوكننده نيروي پوياي اين خداست:
1-تندباد 2-گاو نري با شاخ و گوشهاي زرين 3-اسپي سپيد با ساز و برگ زرين 4-شتر باركش تيز دنداني كه بر زمين پاي مي كوبد و به پيش مي تازد 5-گراز تيزدنداني كه به يك حركت مي كشد و خشمگين و نيرومند است 6-جواني در سن آرماني پانزده سالگي 7-پرنده تيز پروازي كه شايد كلاغ باشد 8-قوچ دشتي 9-بز نر جنگي 10-مردي كه شمشيري با تيغه زرين در دست دارد.
همانندي شكلهاي بهرام و تيشتر كه هردو به هيئت انسان ،گاو نر و اسب پديدار مي شوند آشكار استزرتشتيان بر اين باور بودند كه در جهان مينويmenoy يا روحاني هر چيز ياراي آن را دارد كه به شكل مادي يا گتيگgetig و گيهاني در آيد،كه جهان نيز از اين راه پديد آمد و جهان روحاني شكل مادي به خود گرفت.موجودات زميني شكل مادي را كه مناسب سرشت آنان است در بر مي گيرند و موجودات آسماني يا ايزدي نيز مي توانند شكلهاي گوناگون مادي به خود بگيرند و بدين دليل است كه تيشتر سه شكل مادي و ورثرغن ده شكل به خود مي گيرند.
بهرام بر خلاف همانند هندي خود ايندهindra يا همتاي ارمني اش ورهگن داراي اسطوره اي است كه در آن سخن از غلبه او بر اژدها يا غول مي رود.بهرام بر رفتار بد انسان غالب و نادرستان و بدكاران را گرفتار كيفر مي سازد.در توانمندي ،پيروزي و شكوه و فره او برترين است.اگر او را به درستي قرباني دهند قرباني دهنده را در زندگي و نبرد پيروزي مي بخشد.اگر به درستي نيايش شود سپاه دشمن و طاعون و بيماري را ياراي وارد شدن به سرزمين آريايي نيست.بدين سان بهرام نماينده نيروي مقاومت ناپذير و در اصل بهرام خداي جنگ و خدايي جنگجو است.
در نقش ها و بناهاي گذشته از خدايان مختلف مي توان نمادي از او را به صوريت مثلا كلاغ يا گراز به راحتي يافت.
در يشت دهم(از كتابهاي زرتشتيان) در مورد او به اين صورت آمده است:
"همه چيز را در دمي پاره پاره،استخوان،مو،مغز و خون
پيمان شكنان را بر زمين در هم مي آميزد"
شگفت آور نيست كه بهرام به ويژه محبوب سربازان بود و شايد اين سربازان بودند كه آيين نيايش او را به سرزمين هاي دور بردندبهرام در كوماجنه(شمال شرقي سوريه) در پس سيماي هراكلس،در ارمنستان به هيئت وهاگنVahagain،نزد سكاها ورلاگنVarlagn،در نزد سغديان وشغنVashghn و در خوارزم به نام ارتگن پديدار مي شود.در ايران ستاره بهرام همانا ستاره مريخ و ستاره اي است كه در لاتين به اسم خداي جنگ مارس خوانده مي شود.


